close
تبلیغات در اینترنت
شیرکو بی کس
loading...

شعر زیبا

شیرکو بی کس

صبح را در آغوش گرفتم

صبح را در آغوش گرفتم

دست هایم

خیابان نخستین تابش آفتاب شدند
و معبری برای چشمان تو
دهان کوه را بوسیدم
لبانم چشم های تو شدند و
زمزمه هایت از نو درخشیدند
سرم را به روی پای شب گذاشتم و
خواب هایم آیینه‌ی شعر شد و
زیبایی تو را در آن دیدند...
عشق مرا به تو دیدند.


"شیرکو بی کس"

اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟