close
تبلیغات در اینترنت
چشمانت آخرین ساحل از بنفشه هاست
loading...

شعر زیبا

چشمانت آخرین ساحل از بنفشه‌هاستو بادها مرا دریدندو گمان کردم که شعر نجاتم می‌دهداما قصیده‌ها غرقم کردندگمان کردم که ممکن است عشق جمع‌ام…

چشمانت آخرین ساحل از بنفشه هاست

چشمانت آخرین ساحل از بنفشه‌هاست

و بادها مرا دریدند

و گمان کردم که شعر نجاتم می‌دهد

اما قصیده‌ها غرقم کردند

گمان کردم که ممکن است عشق جمع‌ام کند

ولی زن‌ها قسمتم کردند!

آری محبوب من:

شگفت است که زنی در این شب ملاقات شود

و راضی شود که با من همراه شود...

و مرا با باران‌های مهربانی بشوید

عجیب است که در این زمان شعرا بنویسند

عجیب است این‌که قصیده هنوز هست

و از میان آتش‌ها و دودها می‌گذرد

و از میان پرده‌ها و محفظه‌ها و شکاف‌ها بالا می‌رود

مانند اسب تازی

عجیب است این که نوشتن هنوز هست

با این که سگ‌ها بو می‌کشند

و با این که ظاهر گفتگوهای جدید

می‌تواند شروع هر چیز خوبی باشد...


"نزار قبانی"

برچسب ها اشعار نزار قبانی ,
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟