close
تبلیغات در اینترنت
آخرین عاشقانه های ریرا
loading...

شعر زیبا

سادگی رامن از نهانِ یک ستاره آموختمپیش از طلوعِ شکوفه بود شایدبا یادِ یک بعداز ظهرِ قدیمیآن قدر ترانه خواندمتا تمامِ کبوترانِ جهانشاعر شدند.سادگی…

سادگی را من از نهانِ یک ستاره آموختم

سادگی را

من از نهانِ یک ستاره آموختم

پیش از طلوعِ شکوفه بود شاید

با یادِ یک بعداز ظهرِ قدیمی

آن قدر ترانه خواندم

تا تمامِ کبوترانِ جهان

شاعر شدند.


سادگی را

من از خوابِ یک پرنده

در سایه‌ی پرنده‌یی دیگر آموختم.

باد بوی خاصِ زیارت می‌داد

و من گذشته‌ی پیش از تولدِ خویش را می‌دیدم.

ملایکی شگفت

مرا به آسمان می‌بُردند،

یک سلولِ سبز

در حلقه‌ی تقدیرش می‌گریست،

و از آنجا

آدمی ... تنهاییِ عظیم را تجربه کرد.


دشوار است ... ری‌را

هر چه بیشتر به رهایی بیندیشی

گهواره‌ی جهان

کوچک‌تر از آن می‌شود که نمی‌دانم چه ...!


راهِ گریزی نیست

تنها دلواپسِ غَریزه‌ی لبخندم،

سادگی را

من از همین غَرایزِ عادی آموخته‌ام.


از: سید علی صالحی

مجموعه: آخرین عاشقانه های ریرا / نامه اول

اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟