close
تبلیغات در اینترنت
داستان یک استکان شکسته
loading...

شعر زیبا

حیاط شمالیِ گیلاس و گفت و گوصندلی‌های ساکتِ منتظرسایه‌روشنِ ایوان‌ها، میزها، پرده‌هاصدای شُستنِ استکانرنگِ بلورِ آب، خوابِ گلاب،…

داستان یک استکان شکسته

حیاط شمالیِ گیلاس و گفت و گو
صندلی‌های ساکتِ منتظر
سایه‌روشنِ ایوان‌ها، میزها، پرده‌ها
صدای شُستنِ استکان
رنگِ بلورِ آب، خوابِ گلاب، طعمِ شِکَر،
شربتِ غلیظِ لیموی گَس
برجسته‌های مساوی، ماه، پیراهنِ عروس، آینه، آسمان
حرف و هوای زن، حوصله، زندگی ...
بوی برنج، دَم‌دَمای پسین
احتمالِ باد، بادیه، بادیه‌های دور:
مَرغا، مالمیر، M.I.S
و حوض‌خانه‌ی کاشیکارِ خزه‌پوش
که پُر از عکسِ بی‌قرارِ ماه و میهمان و گفت و گوست.

من واژه‌های ولگردِ بی‌خیالِ خودم را می‌خواهم
لطفا جمعه‌ی عجیبِ همان هفته‌های بی‌مشق و گریه را
به من برگردانید!
...

 از: سید علی صالحی

گزیده ای از: «داستان یک استکان شکسته»

اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟