close
تبلیغات در اینترنت
رباعی
loading...

شعر زیبا

1)هر ساعتم اندرون بجوشد خون راو آگاهی نیست مردم بیرون راالا مگر آنکه روی لیلی دیدستداند که چه درد می‌کشد مجنون را؟2)ای چشم تو مست خواب و سرمست…

3 رباعی از سعدی

1)

هر ساعتم اندرون بجوشد خون را

و آگاهی نیست مردم بیرون را

الا مگر آنکه روی لیلی دیدست

داند که چه درد می‌کشد مجنون را؟

2)

ای چشم تو مست خواب و سرمست شراب

صاحبنظران تشنه و وصل تو سراب

مانند تو آدمی در آباد و خراب

باشد که در آیینه توان دید و در آب

3)

آن شب که تو در کنار مایی روزست

و آن روز که با تو می‌رود نوروزست

دی رفت و به انتظار فردا منشین

دریاب که حاصل حیات امروزست

اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟