close
تبلیغات در اینترنت
کتاب سرگشته
loading...

شعر زیبا

صدفی به صدف مجاورش گفت:در درونم درد بزرگی احساس می‌کنم،دردی سنگین که سخت مرا می‌رنجاند.صدف دیگر با راحتی و تکبر گفت:ستایش از آن آسمان ها…

مروارید

صدفی به صدف مجاورش گفت:
در درونم درد بزرگی احساس می‌کنم،
دردی سنگین که سخت مرا می‌رنجاند.
صدف دیگر با راحتی و تکبر گفت:
ستایش از آن آسمان ها و دریاهاست.
من در درونم هیچ دردی احساس نمی‌کنم.
ظاهر و باطنم خوب و سلامت است.
در همان لحظه خرچنگ آبی از کنارشان عبور کرد و سخنانشان را شنید.
به آن که ظاهر و باطنش خوب و سلامت بود گفت:
آری! تو خوب و سلامت هستی اما دردی که همسایه‌ات در درونش احساس می‌کند
مرواریدی است که زیبایی آن بی حد و اندازه است.

"مروارید از کتاب سرگشته ، جبران خلیل جبران"

اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟